علاء الدوله سمنانى

61

مصنفات فارسى ( فارسى )

فصل چهارم حج است و شرائط آن 171 - اى عزيز ! بدان كه هر شخص مسلمانى عاقلى بالغى را كه استطاعت حاصل شود يك نوبت در همهء عمر حج بر وى واجب شود . و استطاعت دو نوع است : 172 - يكى آن است كه توانا بود ، به تن خويشتن حج تواند گزاردن . و اين به سه چيز درست شود : اول ، آنكه به تن درست بود . دوم ، آنكه امن راه حاصل شود چنان كه دشمنى كه از او خوف جان و مال باشد بر راه نباشد و درياى خطرناك مانع نه . سيم ، آنكه چندانى مال داشته باشد كه بعد از گزاردن وامها ، جهت عيال و اطفال نفقهء تمام نهادن ، و وجهى كه چهار پاى توانا حاصل تواند كردن تا او را و زادى كه درآمد شد به كار بايد ، بر تواند داشتن ، داشته باشد كه اگر از اين هر سه شرط يكى مفقود بود استطاعت حاصل نبود [ و نيز ] حج واجب نبود . و اگر مزمنى باشد چنان كه اميد بهتر شدن نباشد استطاعت او بدان حاصل آيد كه چندانى مالش باشد كه بعد از ما لا بد او و عيال او ، نايبى را به اجره تواند گرفتن تا از جهت او حج بگزارد ، اما بايد كه آن نايب به جهت